بازم برای نفسم

جایِ خالیتو همیشه توی خونه می بینم
عکساتو دونه به دونه کنارِ هم می چینم
همه جا داری می خندی و نگاهم می کنی
من فدای اون نگاهت ، غرقِ آهم می کنی
کِی می شه در بزنی بازم بیای کنارِ من
یه کمی سبک بشه ، از غصه کوله بارِ من
تو فرشته ی منی ، عطرِ تو بوی گلِ یاس
همه جا داد می زنم، که جسم و روحت مالِ ماس
اون حروم زاده ی کافر که تورو ازم گرفت
می بینه عذابشو،خدا می دونه خیلی سِفت

۳۴۸
۴

درباره‌ی ناهید سلیمانی

می خواستم زندگی کنم راهم را بستند.ستایش کردم گفتند خرافات است.عاشق شدم گفتند دروغ است. گریستم گفتند بهانه است.خندیدم گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم.(دکتر شریعتی)
عضویت