ماهی

تو .. غرور بی تمنا
من .. عبور گیج و گنگم

تو.. پری ی آب چشمه (پریه آب چشمه )
ماهی اسیر تنگم

دلم از هراس مرگ و
نرسیدن به دریا

پوسیده تو مرز بین
کابوس و هجوم رویا

وقتی از تن ستاره
رو تنت پولک میباره

آسمون سوغاتی واست
چلچراغ نور میاره

یه گوشه توو تنگ یه ماهی
هوس دریا رو داره

میشمره روزو شبا رو
اما بازم کم میاره
#آزاده ربانی

۵۷۸
۱۹
۱۰