سرده

این بار خیلی سردمه
پنهون نکن آغوشِِتو
حتا اگه میخوای بری
برام بذار تن پوشتو

تو شبای بی قراری
کاش کنار من بشینی
وقتی خوابم نمیبره
واسه من غزل بچینی

هر چه که دورتر میشی
یا که مغرورتر میشی

هر چه بی اعتنا میشی
میری و.. پیدا نمیشی

من بیشتر میشکنم
انگار یخ میزنه تن م

رو به عکس تو میشینم
خودمو محتاجِ تو میبینم

اینو خودم میدونم که
میخوای بری از پیشم
نمی گم بی تو میمیرم
نمی گم دیوونه میشم

اما بی تو سردم میشه
حتا زیر آفتابِ همیشه

۳۰۶
۱۲
۲

درباره‌ی محمدرضا ايراني

از جوانی شعر مینوشتم از همه نوع«کلاسیک.نیمایی وبیشتر از فروغ ونیماوخیام میخونم.مدرک مهندسی تولید دارم ودر یکی از وزارتخانه های کشورم در تهران فعالیت دارم.l
عضویت