نقدخانم رعنا رفیعی بر ترانه ی خانم معصوم همایونی

همش درگیر احساسِ
میون فصل چشماتم
شدم درگیر زیباییت

گمم توو واژه هایی که
می افته اتفاقی از
چشمای سبز رویاییت

دوستت دارم دوسم داری
تموم فصل ها سبزه
بهار می پیچه توو موهات
منو عاشقترم کرده

بذار دنیای من هر شب
توی آغوش تو جاشه
تا مهتاب با چشای تو
به من نزدیک تر باشه

می پیچه عطر تو توی
هوای خوب حرفامون
بگیر با من قدم هاتُ
بدون چتر زیر بارون

توو این سرما تو می تونی
برام خورشید باشی و
منم تا آخر جونم
می مونم منتظر با تو

بذار دنیای من هر شب
توی آغوش تو جاشه
تا مهتاب با چشای تو
به من نزدیک تر باشه

۱۵-۱

با درود به چند نکته در این ترانه اشاره می کنم:
در ابتدای کار در بند اول و دوم با ایجاد فرم مواجه می شیم که باعث میشه ذهن مخاطب رو درگیر خودش بکنه به لحاظ ساختار اما در ادامه می بینیم که این فرم به قالب چهار پاره بر می گرده که البته اگر ترانه سرا به عمد این فرم رو ایجاد کرده باشه ایراد به حساب نمیاد. در بند اول “میون” برای پر کردن وزن اومده و در کار ننشسته. بند دوم رو دوست داشتم و به نظرم تصویر خوبی داره. وزن به خاطر واژه “چشمای” شکسته شده که اگه تغییر پیدا کنه به “چشای” درست میشه، همینطور در مصرع اول بند بعدی. مصرع سوم در بند ۳ بهار از وزن خارجه. و در کل این مصرع توجیهی نداره فصل بهار با سبزی و اومدن رنگ چشمها می تونه ایجاد ارتباط کنه اما در مورد موها المانی برای توجیهش وجود نداره. در کل به نظرم این بند به زیبایی بند قبل ضربه زده به خصوص از ایراد قافیه این بند نمیشه صرف نظر کرد. بند چهارم بیت دوم تصویر خیلی خوبی داره و یکی از بندهای خوب این ترانه ست. در بند بعد “چتر” از وزن خارجه. که البته فکر می کنم در اجرا درست بشه. این بند خیلی معمولی و کلیشه ایه و بیت دوم از لحاظ ساختار و معنا دچار ضعفه “قدم” رو زیر بارون نمی گیرن در اینجا قدم مثل عضو یا شیء به کار رفته که میشه زیر بارون گرفتش مثل “دستتو بگیر زیر بارون و..” همچنین ارتباط بین دو بیت این بند تقریبا صفره. در بند بعد “تا آخر جونم” کاربردی نیست و معمولا عمر به کار میره و واژه سازی هم اتفاق نیفتاده که بشه توجیهش کرد. مصرع آخر این بند “می مونم منتظر با تو” اگر “تو”ی روایت کنارش باشه منتظر چی باید بمونن با هم؟ در صورت عدم حضور، منتظر موندن توجیه میشه اما در صورت کنار هم بودن، برای انتظار توجیهی نیست مگر اینکه زمینه سازی از قبل شده باشه که بتونه این انتظار رو القا کنه. همچنین این بند به عنوان بند پایانی قدرت لازم رو نداشت.
در آخر میشه گفت قلم این ترانه سرای عزیز قابلیت پیشرفت خوبی رو داره و با کمی دقت میتونن انسجام بافت ترانه هاشون رو قوی تر کنن. براشون آرزوی پیروزی روز افزون دارم.
قلمشون مانا

۲۴۹
۳
۳