کافه

توو کافه دلت  جایی واسه من نیست   که با تو تنها شم

تا حس کنم هستی   که پرشم از چشمات   که عاشقت باشم

توو کافه لبت   یه استکان بوسه  سهم لبم نبود

حس تلو خوردن  میون آغوشت  سهم شبم نبود

شبی که دود شد رفت  با اولین پک از   سیگار خاموشم

شبی که خالی موند   جای یه معشوقه  میون آغوشم

توو کافه تنت   هرکی یه سهمی داشت  جز من دیوونه

یکی واسه موهات   یکی واسه چشمات  ترانه میخونه

آهنگی که خوندو   تو ، عاشقش شدی   من شاعرش بودم

کوچه ی عشقی که   ازش واست می گفت   من عابرش بودم

یه پیرهنِ آبی   چشمای مهتابی  موهای ابریشم

نیستی ولی هنوز   روزی هزار دفه   من عاشقت میشم

۳۹۱
۶
۱