" بیقــــــــراری"

نباید بذارم که ابـــری بشه
هوای چشام ،با غمِ رفتنت
تــمومِ لباساتو جمع میکنم
باید گُم بشه عطرِ پیراهنت
*
چقد ساده از من گذشتی که من
بشینم فقط درررد بشمـــــارمو
چقد ساده بودم که باجون و دل
به پات ریختم قلب بیچارمـــــو
*
مثِ قایقی که با موجای تنـــد
شکسته دل چوبیِ بی کسش
داره بُغض هرلحظه توی گلوم
نفوذ میکنه طعمِ تلخ گسش
*
نگاهت رو میگیری از چِشم من
که رودخونه جاری کنی تودلش
دارم کم میارم تو تقدیری کــــه
فقط بی قراری شده حاصلش
*
توبیراهه واوج بی تابیـــــام
تودستاتو از من جدا میکنـــــی
نمی بینی عشقی که پس میزنی!
نمی بینی زخمی کــه وا میکنی.!
*
نگاهت رو میگیری ازچشم من
که رودخونه جاری کنی تو دلش
دارم کم میارم تو تقدیری که
فقط بی قراری شده حاصلش

” فرخنده تمیـمـی “

۳۹۰
۵
۲