دیوونه شدم من

از نگاه هاى این مرد بيزارم
از رابطت با اين مرد بيزارم
روزو شب دائماً گيره افكارم
خودمو هرشب جاش ميزارم
تو زندگيتو بكن آروم بخواب
من خوابو زندگيم شده زهرمارم
با كى بگم از اين حس نحسم
كه به توعه دیوونه حس دارم
كنار دريايی نزديك ساحل
توو بغل اون آروم ميخندى
با اين عكست توى گوشيم
هرشب چشامو تو ميبندى
ميدونم ميبازم همه چيزم
پاى اين عشق ديوونه ميشم
حتى دوستای نزدیکمم دارن
ميترسنو در ميرن از پيشم
آه چه ترسو چه ترسو شدم
در آغوش بالش به هر سو شدم
باز رو عكس تو من زوم شدم
باز به نبود تو مسموم شدم
به بوى عطرت كه با هزار خواهش
نميخواد بره از ياد اين بالش
ميمونه و با پنبه سر ميبره
كتكِ كه هرشب از من ميخوره
دیوونه شدم من
آره دیوونه شدم من
۳۵۶