[یک ساله که رفتی]

گاهی دلت تنگ کسی میشه
وقتایی که بی اون پریشونی
وقتی عزیزی میره میفهمی
تا باشه قدرش رو نمیدونی
با اینکه سالت اومده اما
احساس تنهایی هنوزم هست
یک ساله رفتی اما جای تو
روزای درد و ماتم غم هست
“برگرد، حتی واسه یه لحظه
برگرد هنوزم میشه هستی تو
برگرد قد پلکهایی که
رو هم نرفته دید رفتی تو”
با هر صدایی میپرم از خواب
یک ساله صبحا کار من اینه
فکر نبودت میده آزارم
کی گفته خاکِ مرده تسکینه
رفتی و واسم یادگاریته
تنها یه باغچه زرد و توو خالی
از بعد تو خونه زمین خورده
پژمرده شد حتی گل قالی
“برگرد، حتی واسه یه لحظه
برگرد هنوزم میشه هستی تو
برگرد قد پلکهایی که
رو هم نرفته دید رفتی تو”

۷۰۰
۸
۲

درباره‌ی امیر حاتمی نیا

باورش سخت میشه وقتی که مرزها دور و بی کرانه بشه قطره هایِ به هم گِره خورده مرزشون مدیترانه بشه امیر حاتمی نیا
عضویت