نفرین سرخ

دوباره ریشه میکنه

درون سنگ سینه ام

جنین صد تقدسی

که کشته ام به کینه ام

منم منم که هر شبی

به نام زخم و درد و غم

شعله کشیده از نفس

دوباره درد میکشم

منم که زجر میکشم

تو که نگاه می کنی

منم که غصه میشمرم

تو باز گناه می کنی

منم منم که شیشه ی

کلام سرخ خون را

به پای واژه واژه هام

شکسته ام جنون را

منم که طالع طلوع

به نام من غروب کرد

به رنج هر شبم سحر

جامه سرخ به چوب کرد

منم منم که واژه ها

به پای هر جنون من

به خاک و خون میکشند

کلام نیمه جون من

به تیغ صد کلام سبز

نفرین سرخ واژه ها

به هر چه که نوشته ام

اگر خدایی هست مرا

۲۹۶
۳