جنوب

غروب بندر و لنج و سکوتش، یه تصویر تماشایی همیشه
همه جای جهانو که بگردی، مث خلیجمون جایی نمیشه
اگه شرجی اگه بارونه آفتاب، هوا هرچی که باشه اینجا خوبه
تو بخشیدن دریا رو نگا کن، به خون گرمی مردم جنوبه
همیشه رو به روی خط دریا، همونجا که شروع آسمونه
میشه به قصد عاشقی رها شد، حتی تو اوج غربت زمونه
سکوت ماهیا صدای موجا، همیشه دل نخلستونو برده
تماشایی ترین کِشتی هم اینجا، به کارونه که عمری دل سپرده
نسیم باطراوت لب ساحل، برای ناخدا مث یه رازه
کسی که دل به دریا زده هربار، با طوفان و غمش باید بسازه
همیشه رو به روی خط دریا، همونجا که شروع آسمونه
میشه به قصد عاشقی رها شد، حتی تو اوج غربت زمونه

۴۳۷
۴
۱

درباره‌ی Artin

می خواهم آب شوم درگستره افق، آنجا که دریا به پایان می رسد و آسمان آغاز می شود ... مارگوت بیکل (ترجمه: احمد شاملو) Email: M.Baratnia@gmail.com
عضویت