خلع سلاح

خلع سلاح

 

 

چمدونت رو خُب جمع کن عزیزم

مراقب باش چیزی جا نذاری

به من میگی به نفع هر دو مونه

هواست هست راه برگشت نداری

 

به قرآن توی دستام قسم که

پشیمون میشی از رفتن یه روزی

تو این حرفا سرت نمیشه دیگه

برو که پای اون باید بسوزی

 

تصور میکنی که تو کی هستی

به جای هر دومون تصمیم میگیری

در و پشت سرت بستی رفتی

چقدر دیر اومدی و زود میری

 

نموندی و بازم پا پس کشیدی

یه چیزی منو سمتت می کشونه

از این ساعت به بعد حقی نداری

که تو پات و بذاری توی خونه

 

من هر وقتی که یاد تو می افتم

چشام از اشک پُر میشه هنوزم

دلم می خواد که برگردی ببینی

نبود تو چی آورده به روزم

 

دلم می خواد که برگردی ببینی

یه چیزی مثل بغض توی گلومه

من و خلع صلاحم کرده چشمات

همش صحنه ی رفتن رو به رومه

 

تو دستات روی دستگیره نمیره

به من قول داده بودی که نمیری

من و مایوس کردی مثل هر بار

بدون من کجا داری تو میری

 

 

تقدیم به تمام اعضای آکادمی ترانه که بهترین خاطراتم م کنار اون ها ساختم .

 

 

 

۵۷۷
۶

درباره‌ی mohamad hosein rajabi parsa

روی میز شام امشب بی تو چند تا شمع مشکی روشن کردم تا نیای لب به غذا نمی زنم نیستی و دور خودم میگردم محمد حسین رجبی پارسا
عضویت