روزاي خوب

خسته ام از كوچه اي كه نداره عطرِ ياس
خسته از شهرِ شلوغ كه پر از رنگ ورياس

خسته ام از اين روزا….رج زدنِ خاطره
واسه روزاي خوب …هميشه خيلي ديره

همه ي دل دادنم ،داره از يادم ميره
روزگارِ خوش، هميشه زود مي گذره

يادِ روزاي قديم خونهّ زير گذري
ايوون و طاق نما ،سماور يه پنج دري

حوضِ آبي ،پرِ ماهي ،قل قل قليون
گوشهّ حياط صداي سازِ پدر جون

مادر بزرگ ،بزرگ بود و مهربون
يه زمين بود و يه دنيا آسمون

خاطره ها صف مي كشن توي سرم
كسي نيست از اون روزا دور و برم

گيرّم اينجا توي اين شهر شلوغ
دود و بوق وگزارشهاي دروغ

نمونده هيچي اين روزا
نه طاق نما نه حوض آب
نه باغچه اي نه خونه اي
نگاه ميكنم شدم شكلِ عذاب

۵۱۴
۸
۶

درباره‌ی محمدرضا ايراني

از جوانی شعر مینوشتم از همه نوع«کلاسیک.نیمایی وبیشتر از فروغ ونیماوخیام میخونم.مدرک مهندسی تولید دارم ودر یکی از وزارتخانه های کشورم در تهران فعالیت دارم.l
عضویت