حالم بده…

توو کافه پشتِ میزمم
شبیهِ بمب ساعتی
با بغض میخندم مثه
یه سَرخوشِ موقتی!

چن وقته که توی خودم
رفتمو بیرون نمیام
هی کافه چی! حالم بده
قهومو شیرین کن برام

انگار یه گَلّه کلمه
رَم کرده باز توی سرم
سقط میشن جلو چشام
ترانه هام شکم شکم

نمیشه چیزی بنْویسم
دستای من فلج شدن
چیزی نمیتونم بگم
زبونو لبهام لج شدن

پر شده توی فنجونم
عکسایی از چوبه ی دار
عقربه ها نیش میزنن
رسیده وقت انفجار

هی کافه چی! حالم بده
قهومو شیرین کن برام
مدیونِ هیشکی نمیشم
حساب میزمو میخوام

هی کافه چی! پاشو بیا
حساب میزمو بِرس
حساب فیلترایی که
جویده شد توو استرس…

۳۲۷
۵
۲