حیوان

ظاهری از دین نشسته، پشت اون نقاب سیاهت، منطقت تیغ است و دشنه، تف به اون مرام و ذاتت، افتخارت کشتن خلق، صحنه هایی تیره و تلخ، زجه های مادری که، پسرش رو کشتی از حلق، دشمن انسانی، زاده شیطانی، دلارو خون کردی، تو خوده حیوانی، مثل گرگی در لباس میشی، با سگ و کفتار آره قوم و خویشی، اما یادت باشه ای اعفریت، عاقبت عبرت تاریخ میشی، اینجا ایرانه دیار سام و سیاوش، مادر تاریخ خروش کاوه و آرش، چپ نگا کن تا ببینی لحظه به لحظه، هجمه تیر و هجوم ضربه و آتش، دشمن انسانی، زاده شیطانی، ظاهری از دینی، تو خوده حیوانی…

۳۱۷
۲