قبل از تو…

قبل تو من فکرمیکردم
آدما عاشقم «هم» میشن
روزای تنهایی باهات
شریک درد و غم میشن…

قبل تو من فکر میکردم
دنیا از این قشنگ تره
هر کی که بی رنگ و ریاس
از همه ادما سره…

چه فکرایی که راجبه
عاشقی کردم ، اخرش
یه کاری کردی با دلم
که حتی سخته باورش…

چه میدونستم اخرش
گم میشی تو خواب و خیال
تموم باورای من
با تو میرن زیر سوال…

دنیای من قبل تر از این
یه جور دیگه بود برام
ساده میدیدم همه رو
ساده بودن ارزوهام…

قبلا تصورات من
از عشق یه جور دیگه بود
نهایت ارزوهام
زندگی تو یه کلبه بود….

من فکر میکردم ادما
ساده مث خود منن
دلشون هزگز نمیاد
دل کسی رو بشکنن…

«تا این که کوچ تو ازم
قلبمو ملتهب کرد
تصوراتمو از عشق
یه دفه منقلب کرد»

۳۷۰
۲