آقای خسته

تویی اون تکیه گاه محکمی که…
میشه با بودنت کوه و تکون داد
میشه اوج شکوه اون نگاتو
توو قاب سبز آرامش نشون داد

میشه توو فصل خشکسالیِ “انسان”
یه گندم زار و توو دستات درو کرد
که حتی تو دل ناباوریها…
میشه به یه “فرشته” هم بگی: “مَرد”!

به زیر پای تو شاید بهش(ت) نیس(ت)
ولی دستای تو عین بهشته… ↓
که وقتی دست تو روی سرم هس(ت)
شبیه لمس پرهای فرشته…↓

شبایی رو می دیدم تا خود صبح
توی دلواپسی ها غرق بودی
ولی توی شبای ناامیدی
همیشه تو طلوع شرق بودی

هنوزم میشه “مردی” رو نشون داد
توی بازار نامردایِ دنیا…
میشه بر سر در قلبا نوش(ت) که:
پدر خسته ترین آقای دنیا…

*از مجموعه ترانه های قدیمی

۷۸۵
۲۵
۱۷

درباره‌ی مصطفی اعلایی

کارشناس ارشد مدیریت از "دانشگاه تهران"، مولف کتاب های "دولت الکترونیک کلید حکمرانی خوب"، "مدیریت ایرانی" و چندین مقاله در مجلات داخلی و خارج از کشور. سابقه ی بالغ بر 5 سال تدریس در دانشگاه و شاغل در "شرکت ملی نفت ایران". علاقه مندی ها: نقاشی و تدریس در سبک های "هایپررئالیسم" و "امپرسیونیسم"، شعر، ادبیات، فلسفه، موسیقی و سینما
عضویت