دیگه رفته …

من مثلِ خورشیدِ تو مردادم
تو مثل ِ بارونِ تو شهریور
باورم این بود بهار نزدیکه
با یه مشت قرص های خواب آور

تب می کنم تو صبح ِ پاییزی
انگاری که مسخ ِ زمستونم
با اینکه گرما رو تنم لرزید
با اینکه سردم مثل ِ بارونم

از جا بلند میشم میرم سمت ِ
عکسی که این روزا ازت دارم
با شال ِ زردی که سرت کردی
یادم میاد این روزا بیمارم

یادم میاد تو مه گمت کردم
رفتی و دستم یه چمدون موند
تا آخر جاده پیت گشتم
با هق هقم بارون غزل می خوند

تو رفتی و من زیر آوارم
آواری از فکرای آشفته
تو نیستی و من روز و شبهامو
درگیر ِ عشقی که، دیگه رفته
دیگه رفته
دیگه رفته

۳۵۰
۲۰
۱

درباره‌ی نرگس حفیظی

اصالتا لرستانی، ساکن اصفهان، فوق دیپلم گرافیک، لیسانس روابط عمومی و فوق لیسانس جامعه شناسی دانشگاه اصفهان، کارمند هستم و به دنبال خانواده ای شاعر و علاقه مند به هنر و ادبیات، آمده ام یاد بگیرم. عریان؛ مانده در برهوت خیره به آسمان به هیچ چیز و همه چیز می نگرم لابه لای ستاره های مدفون شده در چشمانت "نرگس"
عضویت

  • دروووووووووووود خانم حفیظی… می تونم بگم یکی از زیباترین ترانه هایی بود که تا الان ازتون خوندم و خیلی خوشحالم که کم کم دارین سبک خودتون رو پیدا می کنید و از حالت کلیشه پردازی که متاسفانه به نظر من بلای جون فرهنگ شعر و ترانه سرایی این روزای مارکت شده، دارین دور می شین و مخاطب رو به لذت اکتشاف در ترکیب احساس و واژگان دعوت می کنید. اگه در بعضی جاها که از وزن خارج شده یه دست و سری بکشید و هم قافیه ی مناسب با شهریور رو پیدا کنید (چون با خواب آور نمی تونه هم قافیه باشه) و واژه ی بهتری برای بافته (در بند آخر) پیدا کنید به نظرم ترانه ی بسیار زیباتری خواهد شد. باز هم تاکید می کنم که این ترانه جای تبریک مجدد داره… سبز باشید به مهر

    • درود فراوان به شما آقای اعلایی. ممنون دوست گرامی از این کامنت پر انرژیتون. خوشحالم که تونستم نظر شما رو با این ترانه جلب کنم. چشم حتما روی مواردی که فرمودید کار می کنم. شاد باشید.

  • سلام خانم حفیظی خیلی زیبا بود با نظرات جناب اعلایی موافقم،موفق باشید بانو.

  • سلام خانم حفيظي ترانه زيبايي بود پايدار باشيد.

  • سلام خانوم حفیظی…
    ترانه ی خوبی بود… فقط من دو جاشو متوجه نشدم که اگه بگین خیلی خوب میشه…
    ارتباط نزدیکی بهار با قرص های خواب آور…
    ارتباط شال زرد با فهمیدن بیماری…
    بقیه جاها تصویر سازی ها و تعابیر خیلی خوبی استفاده کرده بودین…
    با هق هقم بارون غزل میخوند… این قسمتو خیلی دوست داشتم…
    موفق باشید…

    • سلام آقای یوسفی کیا. ممنون از توجهتون. “میگن بهار معمولا فصل خوابه”، معمولا وقتی کسی بیمار باشه بهش میگن رنگت زرد شده. ممنون از حضور سبزتون. شاد باشید

  • یادم میاد تو مه گمت کردم
    رفتی و دستم یه چمدون موند
    تا آخر جاده پیت گشتم
    با هق هقم بارون غزل می خوند

    تصویر سازی بکر و زیبا بود عالی …موفق باشی

  • سلام خانوم حفیظی کار جذابی بود و دلچسب حس ها و تشبیه های زیباییم توش موج میزد
    موفق باشید

  • یادم میاد تو مه گمت کردم
    رفتی و دستم یه چمدون موند
    تا آخر جاده پیت گشتم
    با هق هقم بارون غزل می خوند تبریک بانو حفیظی. از کارهایی که ازتون خوندم این کارو بیشتر پسندیدم.موفق باشید.

  • درود و سلام بانو حفیظی عزیز… ترانه زیبایی بود… عالی مثه همیشه… موفق باشید

    • سلام آقای صنعتی. چقدر خوشحالم که می بینم هنوز توی آکادمی حضور دارید. ممنونم به خاطر حضورتون پای ترانم. خوشحالم مورد پسند بوده. امیدوارم باز هم ما رو به ترانه های خوبتون مهمون کنید. شاد باشید.

  • سلام نرگس عزیزم ترانتونو خوندم بسیار زیبا بود امیدوارم که همیشه ی همیشه شاد باشی و سلامت

  • سلااام و درووووووود با اجازه تون:

    من مثلِ خورشیدِ تو مردادم
    تو مثل ِ بارونِ تو شهریور
    من باورم بوده بهار نزدیکه
    با مشتی از قرصای خواب آور

    سبز باشید به مهر