«جنین نارس»

حالم آشفته بود؛ انگار که
قلبم از توی سینه کنده بشه
کم عذابی نبود و نیس اینکه
پاسخ عاشقیت ، خنده بشه

آخرین فرصتای من بود و
اون مرتب کلافه تر می شد
یا نگاهی به ساعتش می نداخت
یا که مایل به سمت در می شد

حرف هامو نمی شنید انگار
بس که هول فرار از من داشت
عشقم از بیخ و بن غلط بود و
اون فقط حس و حال رفتن داشت

رفت و من دل زدم به دامن کوه
سرگذاشتم رو شونه های نسیم
گریه کردم ولی سبک نشدم
گم شدم لای ابرهای ضخیم

باورش سخته که چقد ساده
سنگ رو یخ میشی تو چشم کسی
زخمیه که محاله کهنه بشه
اینکه به عشق اولت نرسی

عشق مثل جنین نارس مرد
زندگیم بی دلیل و فلسفه شد
کودک ساده ی درون من
بعد ازین اتفاق بد… خفه شد

۴۵۶
۲۵
۴

درباره‌ی یاسر بهبهانی

ما یه نسل همیشه سبزیمو/ عشقِ آزادی تو وجودمونه/ عشق؛ ترجیع هر ترانه ی ما/ عشق؛ مضمون هر سرودمونه اینستاگرام:yaserbehbahani/ همراه: 09339051995
عضویت

  • درود یاسر عزیز… ترانه زیبا و روانی بود و استفاده از تعبیر جنین نارس برای عشق ناکام تعبیر جالبی بود… فضای ترانه و پردازش رو دوس داشتم ولی به نظر من بند:

    رفت و من دل زدم به دامن کوه
    سرگذاشتم رو شونه های نسیم

    یه کم از فضای کار دور شده و به قول معروف تعابیر old-fashion‌هست

    سبز باشید به مهر یاسر عزیز

  • سلام آقاي بهبهاني ،كار خوبي بود .موفق وشاد باشيد.

  • سلام آقای بهبهانی واقعا عالی بود و زیبا من که خیلی خیلی لذت بردم
    موفق باشید همیشه

    حالم آشفته بود؛ انگار که
    قلبم از توی سینه کنده بشه
    کم عذابی نبود و نیس اینکه
    پاسخ عاشقیت ، خنده بشه

    باورش سخته که چقد ساده
    سنگ رو یخ میشی تو چشم کسی
    زخمیه که محاله کهنه بشه
    اینکه به عشق اولت نرسی

  • دوست عزیز اصل شعر و کلمات و اصطلاحات بسیار زیبایی به کار بردی فقط یه نکته اونم اینکه هجا هات بین نه و یازده متغیر بود… اگه اونا هم رعایت میشد زیباییش دو چندان میشد… موفق باشید

    • درود محمدجان.لطف دارید.تو بعضی ترانه ها اصل و اساس روی تساوی هجاها هست که معمولن برای اجرا اهمیت داره.بعضی ترانه ها مبناشون وزن عروضیه که باعث عدم تساوی هجاها دربعضی مصرع ها میشه.تو این ترانه هم مبنا وزن عروضی بوده.

  • سلام جناب بهبهانی زیبا بود موفق باشید

  • لایک و عالی …خیلی عالی ..

  • درود یاسر جان خیلی کار خوبی بود به خصوص بند آخر فقط

    رفت و من دل زدم به دامن کوه
    سرگذاشتم رو شونه های نسیم
    از زبان ترانه ات دور شدی این بند آگه حذف هم بشه اتفاقی نمیفته

    زخمیه که محاله کهنه بشه
    این تعبیر به نظرم جالب نیست چون زخم کهنه درد ناک تر از زخم تازه اس هرچند منظورت این بوده که زخم درمان نشده و هنوز هم پس از گذشت زمان تازه مونده ولی این مفهوم رو نمیرسونه

    آخرین فرصتای من بود و
    اون مرتب کلافه تر می شد
    یا نگاهی به ساعتش می نداخت
    یا که مایل به سمت در می شد
    این بند خیلی خوب بود میل رفتن رو خوب به تصویر کشیدی آفرین رفیق موفق باشی

    • درود نیماجان. ممنون از نقدای باارزشت. برای شدت درد تازه بودن زخم بیشتر استفاده میشه و سرباز کردن و تازه شدن زخم کهنه نماد درد زیاده نه خود زخم کهنه.این تعبیر که زخمی همیشه تازه باشه و کهنه نشه فک نمیکنم ایراد معنایی داشته باشه. دامن کوه و شونه های نسیم هم کمی شاعرانگی و خیال پردازی تزریق کرده به ترانه.ولی نظر شماهم محترمه.ممنون

  • حالم آشفته بود انگار که
    قلبم از تو سینه(بخاد)کنده بشه
    کم عذابی نبود و نیس اینکه
    پاسخت عاشقیت خنده بشه

    خندبشه / فکر کنم با توجه به کاربرد محاوره مرسوم “خنده باشه “هستش.

    آخرین فرصتای من بود
    اون مرتب کلافه تر میشد
    یا نگاهی به ساعتش می نداخت
    یا به در مایل میشد

    دو نکته در این بند وجود داره
    اول گزاره “یا” لزوم به کاربردش نیست.
    دوم “می نداخت”
    که کاربرد محاوره همچین ساختاری نداریم

    می انداخت که با وجود عدم رعایت وزن بند این گزاره هم کاربرد موزون و مرسوم نخواهد بود
    ” نگاهی به …می کرد
    ببین هر گزاره باید نقشی بر عهده داشته باشم. واژه های اصلی و کلیدی که بار پیام و حس آیزی اثر به دوششون میکشند و گزاره های کمکی و حروف ربط که یا برای کامل کردن کلام یا پرکردن وزن.

    نکته بعدی این بند “آخرین فرصتای”
    منظورتون زمان یا حق انتخاب؟؟

    بند بعد واقعا خوب بود
    حرفامو نمی شنىد انگار
    بس که هول فرار از من داشت
    عشقمون از بیخ و بن غلط بودو
    اون فقط حس و حال رفتن داشت

    بند بعد ترکیب”ابراى ضخیم” ؟؟؟
    ترکیب شاعرانه ای نیست
    دو بند أخر واقعا در قیاس با کل ترانه بهتر بود

    موفق باشى

    • درود حسین عزیز و همیشه همراه.از نظراتت استفاده کردم. در مورد شاعرانگی نداشتن ابرهای ضخیم موافق نیستم.این شعر فاطمه خلج گواه خوبی میتونه باشه:دورها بزمیست

      هزار ستاره می رقصند

      و ماه هنوز هم محجوب

      در گوشه ی آسمان نشسته است

      زمزمه ی خورشید هنوز هم در گوش اوست

      ستاره ها چه میدانند؟!!

      ماه دنبال ابری ضخیم میگشت…
      ابرای سبک تو ارتفاع بالاتری هستن و ابرای تیره و ضخیم نزدیکترن به زمین.
      آخرین فرصتا هم منظور فرصت ابراز عشق و راضی کردن معشوق برای همراه کردنش تو این مسیر عاشقانه س.که تو این ترانه تلاش ناکامی بوده.
      در مورد مینداخت هم موافق نظرتون نیستم و کاربردش در محاوره و ترانه رو بی اشکال میبینم.این ترانه برادرم یاسر قاسمی شاهد مدعاست.
      باد با شال قرمزش شوخی میکرد
      خیابون همیشه دستش مینداخت
      برق چشما بهش التماس میکرد
      سر راش چن تا گداخونه میساخت

      توی ایستگاه، دنیارو نگه میداشت
      یه گله جا پر نور و بوق میشد
      رعشه مینداخت توی جون مذهب و
      دست راست خیابون شلوغ میشد
      بازهم برای شنیدن دلایلتون و ادامه بحث مشتاق حضورتون هستم.سپاس از توجهتون.

      • یاسر جان درود
        در توضیحات فرمودن آوردن وادامه بحث
        اول اینکه ما در حوزه هنر فعالیت داریم و هیچ یک یک از آثار وحی منظل نیست. و برای یک ممخاطب نوعی برداشت متفاوت داشته باشهآثار ما نه بانو خلج که مثال ذکر شده شما یک نثر بوده و این ترکیب ابر ضخیم با توجه به پیش ضمینه و تصویر کارشون نشسته. در اثر شما خوب ننشسته.

      • با گوشی وارد شدمببخشید مشکل تایپ دارم

    • ممنون حسین عزیز.شعر سپید بانو خلج متفاوت از نثره.صحبت از شاعرانگی نداشتن ترکیب ابرای ضخیم بود که موافق نظرتون نبودم.ولی در مورد اینکه شاید نوع این ترکیب با زبان این ترانه هماهنگ نباشه بعید نیس حق باشما باشه.درمورد نقدپذیری و وحی منزل نبودن ترانه های من شک نکنید و اگه بحثی رو ادامه میدم برای افزایش آگاهی خودم هست.ممنون از حضورتون.

  • درود یاسر عزیز . گفتنی ها رو دوستان گفتن . به امید روزهایی پر از اتفاق خوب.موفق باشی

  • موفق باشین

  • سلام آقای بهبهانی واقعن از خوندن ترانتون لذت بردم به نظرم موضوعش جدید و عالیه امیدوارم که همیشه شاد باشین و سلامت