ته خط

ته خط
یه حس عجیب و
یه بال پریدن
یه دره سقوطو
ته خط رسیدن
فقط آرزومه
ازت دل بریدن

تو رفتی عذابو
واسم جا گذاشتی

تو دادی جنون و
عذاب وجهنم
گرفتی تو از من
دل و دین و باهم
من عشقت روکندم
ازین سینه نم نم

تو بذر تنفر
توی سینه کاشتی

تو پشتم نبودی
خودم کوه دردم
من از عاشقی هم
دیگه توبه کردم

بهارو فروختی
به پاییز نامرد
یه برگ خزونم
که از شاخه دل کند
رسیدم ته خط
نگو دیگه برگرد

تو دیگه نذاشتی
برام جای آشتی

تو پشتم نبودی
خودم کوه دردم
من از عاشقی هم
دیگه توبه کردم

یه حس عجیب و
یه بال پریدن
یه دره سقوطو
ته خط رسیدن
فقط آرزومه
ازت دل بریدن

تو رفتی عذابو
واسم جا گذاشتی

هماتیمورنژاد

۷۴۲
۶