کجایی…

تو رفتی بی من و من بی تو هر شب
اسیر خاطرات رفتمونم
تو رفتی پای این خواستن نموندی
من اما هر شب از عشقت میخونم….

عزیز شب نشین خاطراتم
تحمل میکنم حتی نباشی
درسته فک نمیکردم تو هرگز
از این دیونه ی تنها جدا شی

غزل خون تموم بی کسی هام
نمیدونی بدون تو چه تنهام
نمیدونی از این دنیای بی رحم
فقط یه باره دیگه تورو میخوام…

امید لحظه های نا امیدیم
تو رفتی پای احساسم نموندی
نمیدونی چقد خواستم بفهمی
ولی حسم رو از چشمام نخوندی

تمنای دل پر التهابم
تموم خونه بی تو سوت و کوره
چه بیتابم برای لمس دستات
ولی دست تو از من خیلی دوره

دلیل گریه های هر شب من
کجایی خونه خیلی بی تو سرده
کجایی که دل دیونه میگه
درسته رفته اما برمیگرده……

۴۶۷
۱
۱