مدیون

تو تمومه لحظه‌هام
تویه تاریکیه محض
این تو بودی که فقط،میدرخشیدی
من گناه کردم ولی
با اینکه کم دیدم تورو
به دل نمیگرفتیو،میبخشیدی
همیشه پیشه من
همینجا روبه‌روم
نشسته بودیو
چیزی نمیگفتی
با اینکه می‌دیدی
نگات نمیکردم
صبوری میکردی
چیزی نمیگفتی
دسته منو بگیر تو اوجه اضطراب
تنهام نذار بمون،نذار برم به خواب
بهم نشون بده،آرامشو یه بار
من به تو مدیونم،یه عمر آزگار

۳۴۸
۲