یاد تو میافتم

از اینکه نیستی سخت دلگیرم ؛ از تو از این دنیای لاکردار
تنها شدن همش یه کابوس ؛ از این همه لجبازی دست بردار

پاییز که میرسه تو باز نیستی ؛ چهار فصل عمر من یه تکرار
تکرار باز پشت هر تکرار ؛ خو نمیگیرم به مرگ اولین دیدار

دست بردار ؛ دست بردار! ؛ از این لجبازی ممتد دست بردار
من هر شب با خودم قصه میبافم ؛ بیا این قصه را ببر سر دار

از این همه تنهایی میترسم ؛ از این خونه از این تنهای دیوونه
که کارش هر شب و هر روز اینه ؛فقط “یاد تو میافتم” میخونه

نگو رفتی نمیشه برگردی ؛ نگو یک عمر تلاشمون همین بود
تو مال من نمیمونی میدونم؛از این آغوش پر کشیدی چقدر زود

دوباره سکوت تو و بغض من ؛ کجای جهانی خبردار شو
ببین! کسی نیست تو این فاصله؛کجایی از این خواب بیدار شو

 

۴۳۱
۶
۱

  • سلام
    ترانه رو خوندم
    بیا این قصه رو ببر سردار
    فکر میکنم قافیه خوبی نباشه

    از این همه تنهایی میترسم ؛ از این خونه از این تنهای دیوونه
    که کارش هر شب و هر روز اینه ؛فقط “یاد تو میافتم” میخونه
    تنهای دیوونه این مصرع خوانشش خوبیه
    بعد مصرع بعدی یاد تو میفتم میخونه رو زبون سکته میزنه

    خوب ببود موفق باشی

  • سلام.ترانه تون زیبا بود
    موفق باشید

  • سلام
    خدمت دوستانی که از این ترانه بازدید میکنن یه توضیح کوتاهی بدم راجع به بیت ششم ؛ بعضی از دوستان بخاطر اینکه کلمه سردار جفت نوشته شده سردار خوندن ولی منظور بنده سردار نیست ؛سر دار میباشد؛با توجه به اینکه نمیشد کسره حرف (ر) بگذارم؛گفتم توضیحی بدم تا رفع ابهام بشه؛
    ممنون از شما دوستان