بود و نبود

حس خوبی به تو دارم، اون یه حس بی مثالِ
نگو مجنون نگو فرهاد، مثل حسِ من محالِ
با تو بودنم همیشه، یه تمنای وجودِ
دلِ عاشقم شب و روز، فکر این بود و نبودِ
لحظه های با تو بودن، پرِ حرفای قشنگه
تو نباشی در کنارم، دل من همیشه تنگه
تپش قلب یه عاشق، به همین عشق بادَوومه
اگه هیچ عشقی نباشه، عمر اون تپش تمومه
همه ی خاطره هاتو، جلوی چشمام میارم
دل من می گیره بی تو، توو سکوتم اشک می بارم
قلب من طاقت نداره، داره از تپش میفته
تو رو می خواد دیگه قلبم، تا که از نفس نیفته

۳۲۰
۱