عشق سابق

یه حالی دارم این روزا

که اصلا حال خوبی نیست

شبیه قهوه ی تلخی

که توش هیچ فال خوبی نیست

یه حالی دارم این روزا

که پر دردو پریشونم

تواین روزا فقط میگم

..ببین دنیا،پشیمونم..

…….‌‌

پشیمونم من از اینکه

یه روزی عاشقت بودم

از این که،   دیر فهمیدم

من عشق سابقت بودم

پشیمونم من از موندن

تواین دنیای وارونه

تواین شهری که این روزا

کسی عاشق نمیمونه

…….‌‌

پشیمونم ولی دیگه

ندارم فرصت تکرار

از آه و ناله های من

کلافن این درو دیوار

…….

تو کاری کردی این خونه

برای من جهنمشه

به زیر بار این احساس

تمام قامتم خمشه

تو کاری کردی با دنیا و

با این زندگی بدشم

نگیرم هیچ تصمیمی و

بعد تو مرددشم.

۳۱۶
۵

  • بند اول کارت خوب و عالی.
    که سطح توقع منه مخاطب رو بالا برد.
    اما بندهای بعدی ضعیف و تکرار و کلیشه .
    هیچ نوآوری و حرف خاصی ندیدم. حرفی که بگم مال خودتون باشه و تکرار نباشد.

    *موفق باشید*

  • کاملا درست می فرمایید دوست عزیز.خودمم دقیقا همین حسو دارم اما ساعت دو شب وقتی حس ترانه میاد فقط میخوای این آتیشو خاموش کنی و حرف دلتو بگی.انشاا.. با کمک و راهنمایی شما عزیزان بهتر میشه
    بازم خیلی خیلی ممنون

  • سلام دوست عزیزم،‏ کار جالبی بود برام و لذت بردم،‏ فک میکنم بیت آخر یکمی لغزش داشت ولی دقیقا مطمئن نیستم فقط حسیه که با خوندنش بهم دس داد،‏ ولی کار خوبی بود،‏ شما میتونین بهتر از این ظاهرشین،‏ درود بر شما.

  • خیلی ممنون از لطفتون