می چینمت

سیب باشی یا که گندم، آدمم! می چینمت
بی هراس از حرف مردم، آدمم ! می چینمت
راه اول لطف بود و راه دوم التماس
صبر باشد راه سوم، آدمم! می چینمت
چار بُعد این جهان راهی ندارد سوی تو
مخفیِ در بُعد پنجم! آدمم! می چینمت
پنج، شش بار از درت راندی مرا، اما بدان
بار هفتم یا که هشتم، آدمم! می چینمت
تو گل زیبای من هستی، هزاران بار من
بی حسابِ بار چندم، آدمم! می چینمت
گنج عشقی، صد نگهبان داری هریک اژدها
بی خیالِ مار و کژدم، آدمم! می چینمت
سیب سرخ گونه ات عقلم ربود و زین سبب
ای که چشمت مثل بادُم، آدمم! می چینمت
در زمین ،در آسمان، در هر کجای این جهان
فارغ از حق تقدم، آدمم! می چینمت
خنده هایت بی نظیر است و ندارد انتها
معنیِ فعل تبسم! آدمم! می چینمت
روز محشر دادگاه عدل اگر بر پاشود
می کنم آنجا تظلّم ، آدمم! می چینمت
در بهشت حق، بدونِ سعی شیطان لعین
سیب باشی یا که گندم، آدمم! می چینمت

۲۸۱
۴
۱

درباره‌ی سید حسین عمادی سرخی

مَشَدی، هَمسِده یِ امام رضا، گُل پِسَرُم از همه خوب و بدِ عالم با ای صِفت سَرُم مو کِلاغ رو سیاهُم، اما از لطفِ رضا مرد و زن فِک مُکُنَن که تو حرم یه کَفتَرُم
عضویت